پایان

به نام خدا

- نمی دانم صفحه ی چندم کتاب است اما، حس کلافه کننده ای وادارم می کند تا دنبال آن کسی بگردم که در پایان داستان، درِ آن کمد دیواری اسرار آمیز را باز می کند و دفترچه ای را از توی آن بیرون می آورد. و تمام رموزی را که سالیان دراز، همه را درگیر حقیقتِ مه گرفته ی خود کرده بوده، یکجا روشن می سازد ... مخلص کلام؛ پایان را - هر طور که هست - رقم میزند و حالا بماند که ماجرا تمام می شود و دلتنگی شروع ...

- پایان، هوسی است که یکپارچگی ذهن را برای همرنگ شدن با نگاشته های همین برگ از وجود، سلب می کند. و تمرکز را برای چیدن اتفاقات - آنطور که نه اختیار آدمی جا بخورد و نه جبر روزگار - بر هم می زند؛ و آخر سر یکی دیگری را غافلگیر می کند ... خلاصه شب و روز آدم، می شود تنگ کردن چشم برای دیدن روزنه ای که جلوه گر بر بدنه ی تاریک این پایان است.

- سیاه مشق روزمره ی من هم شده، گشتن بدنبال همان زن خوددار و صبوری که روزی بالاخره تصمیم می گیرد، پرده ی ابهام را عقب بکشد ... 

 

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بااحترام

من یار مهربانم، اما کمی گرانم چون جنس باد کرده در دست ناشرانم درکل به قول ایشان کم سود و پر زیانم من گرچه اهل ایران این ملک شاعرانم زیر هزار نسخه باشد شمارگانم مانند حال زائو در وقت زایمانم یا لنگ فیلم و زینکم یا گیر این و آنم گیرم اگر مجوز من یار پند دانم از این ممیزی ها سرویس شد دهانم! اغراق اگر نباشد صفر است راندمانم یک روز رفتم ارشاد با این قد کمانم گفتم بده مجوز ای راحت روانم گفتا تو را برادر یک سال می دوانم در تو عقایدم را با زور می چپانم گفتم نمی توانی گفتا که می توانم گفتم کنم شکایت گفتا که بر فلانم! از حرفهای او سوخت تا مغز استخوانم من یک کتاب خوبم عشق است ترجمانم

دایی یادگار

پستت رو هم خوندم فک کنم بریده ای از کتابی بوده هر چی بود قشنگ بود

Хамид

[لبخند]

پندار پارسا

وای! اعتراف می کنم سطح ادبی این پست خیلی بالا بود...

پندار پارسا

برای من، نکته ی قابل ذکر اینه که پایان دقیقا همون هدفیه که همیشه برای رسیدن بهش تلاش می کنیم، و وقتی رسیدیم خیلی ارام و بدون تامل ازش رد می شیم.... ای کاش مشخصات مادی ِ این کتاب رو هم می نوشتی تا حستو بهتر تجربه می کردیم...

hely

fahime bia pain rastesh ta hodudi nafamidam khodet neveshte budi? edamei az ghabl bud ya tanhai baiad mifamidamesh!?

hely

2bare khundamesh in bar daghightar ba zabune khodam fahmidamesh kheili jaleb va taamol bar angiz bud! age fereidun pur mikhundesh ghatan be 2a hat ya khodet peivand mizado bahs mikard!

هدی

سلااااام مستانه جون ببخشید که خیلی وقته نیومدم اینجا عزیزم[خجالت] بنظرم میاد وبلاگ و نوشته هات زیباتر شدن[قلب][چشمک]

هدی

در زمینه ی کامنتت: فکرکنم اینکه واسه آدما تو ذهنت جایگاه بذاری کمک می کنه راحتتر با هرکدومشون ارتباط برقرار کنی! مرســـــی مستانه جون، آره امید همیشه لازمه، یه امید کم عمق ته دلم هست...[خنثی] [ماچ][گل]

asal

che axe ghashangi