به یک امتحان می ماند؛

که بعد از یک شکست عمیق در پی توضیح و تشریح احساست برای دیگران، 

و سپس سکوت یکی دو ساله ات،

باز زبان بگشایی به حرف زدن.

و باز بر زمین بخوری ...

و باز مثل سگ پشیمان شوی.

و باز تنهایی تنهایی بار خودت را بدوش بکشی ...

 

تقصیر سکوت کردن بر گردن خودم باشد راحت ترم تا تقصیر نفهمیدن بر گردن شماها.

 

سپید مو که شدم می خواهید حرفهایم را بفهمید؟؟ 

 

به یک امتحان می ماند ...