کاش امتحانات از بیست اردی بهشت تا سیزده خرداد برگزار میشد؛

کاش من عوض بیست آبان، یک آذر به دنیا آمده بودم؛

کاش تو بجای یک اسفند، بیست بهمن به دنیا آمده بودی؛

کاش پیامبر یازده روز دیرتر از مکه به مدینه هجرت کرده بود؛

 

این یازده روز تمام معادلات را به هم ریخت ...

 

کاش اینطور شده بود و تمام غم عالم که همیشه مثل سپر جلویش ایستاده بودی و از هجومش مصونم می داشتی، می آمد و یک راست می خورد توی فرق سر من ... 

کاش من غافلگیر می شدم و تو برنده می شدی.

تو ببری من برده ام! اما انگار برعکسش اتفاق نیفتاد ...

 

مقصر، صدای تو بود یا خودخواهی من!؟ تو اسمش را می گذاری روزگار ... و این روزگار یعنی من! منی که ظلم را بر دلت - که در آستانه ی پیروزی بود - روا داشتم و با خودخواهی هرچه تمام تر زمینش زدم و خودم رفتـــــــم...

گفتم بیا! اصرارت کردم که بیایی ... التماست کردم و تو ... آخر هم نفهمیدم که تو، چه!؟

 

آشفتگی که بی حد و حساب شود، ترجیح می دهم خفقان بگیرم و شب تا صبح بیایم خرپشته و زار بزنم که آخر تو، چه!؟

___________________________________________________________________

پ.ن1: تسلیت همه تان را پذیرا هستم، ممنون.

پ.ن2: لطفا در مورد این پست هیچ کس هیچ حرفی با من نزنه ...

پ.ن3: یه فایل براتون میذارم، نماز های سی شب ماه رجبه. به نقل از منبع معتبر. امیدوارم که استفاده کنید، 

لینک دانلود فایل 

التماس دعای فراوون.

یا علی