یا لطیف

مدتی بود درباره ی شب قدر احساس نگرانی می کردم. شاید آگاهی هایم به جای آنکه به من آرامش بدهند سبب نا آرامی ام می شدند و این موضوع که مقدرات یک سال با تمام جزئیات - حتی غذایی که شب میخورم - به قلم حضرت ولی عصر عج نگاشته می شود برای من که احساس نزدیکی به درگاه ایشان نمی کردم سبب نگرانی بود. به بزرگی مراجعه کردم، کتابی به من معرفی کرد... به هر جا رفتم کسی مطلب جدیدی نقل می کرد ... انگار فقط ثبت نام کرده باشم ... همه جا برایم کلاس و همه کس برایم معلم شد ... انگار خدا مرا سیر می داد و من با تمام وجود می آموختم که خود خدا فرمود: "الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا!"

من آموختم و آرام شدم! و دلم می خواهد امروز این این سکینه را با شما دوستان تقسیم کنم که زکات علم نشر آنست...

شاید آنچه در این سیر دستگیرم شد یک کلمه باشد! و آن اینکه "شب قدر شب ولایت است!" شاید همین الان هم همه ی حرفم را زده باشم...

و بی دلیل نیست که حضرت حجت در بدو تولد سوره مبارکه ی قدر را تلاوت می کردند و حتی در روایات آمده که سوره قدر شناسنامه اهل بیت است! و این روایت به خودی خود چه تفاسیری که ندارد...

شاید عظمت این شب آدم را به وحشت بیندازد و نگران کند که اگر نتوانم بهره ای ببرم ای وای بر من! ... اما جواب همین سوال در سوره ی قدر داده شده! "سلام هی حتی مطلع الفجر". این شب سلام  است و سلامت؛ تا صبح رسیدن به آن ارزاق نیکویی که خدا برایمان مقدر کرده...!

از امام صادق ع نقل شده: "لیله القدر هی اول سنه و آخرها" شب قدر اول سال و آخر آن است. یعنی نقش نقطه را دارد در انتهای جمله، که هم تمام می کند و هم آغازی دوباره است! اصلا مثل شب عید نوروز خودمان است! و جا دارد دعای تحویل سال را بخوانیم ... یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول وا الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال... و به دیدار بزرگانمان... امامانمان برویم؛ در حالی که قران بر سر داریم، سلام علی آل یس را بر زبان جاری کنیم و از آنان عیدی دشت کنیم... از حضرت حجت عج بخواهیم و خودمان را به ایشان عرضه کنیم... همانطور که برادران یوسف او را صدا زدند ... "یا ایها العزیز، مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاه و اوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین"

اصلا بگذار تو را به مادرت فاطمه ی زهرا قسم بدهم... همو که امام صادق ع شب قدر را به او نسبت داد و گفت: "لیله فاطمه، فمن عرف فاطمه حق معرفتها فقد ادرک لیله القدر" ... و درک این شب آنست که ما میخواهیم...(در قرآن واژه لیله فقط به شب قدر اطلاق شده است)

اصلا بگذار بگویم مگر انزال یکباره ی قرآن در شب قدر بر قلب پیامبر ص نیست ... قلب پیامبر ص فاطمه س است ... فاطمه! مگر خود پیامبر ص پاره ی تنش را "روح الذی بین جنبه" ندانسته ... مگر خود خدا به پیامبر نفرموده که اگر فاطمه نبود من، تو و علی ع را نیز خلق نمی کردم... مگر این سخن از امام حسن عسکری ع نقل نشده که "ما حجت خدا بر روی زمین هستیم و مادرم فاطمه س حجت ما" ... امشب، میزبان؛ حجت الحجج؛ فاطمه ی زهرا س است...

... چه شیرین ... چه گوارا که مادرمان فاطمه ی زهرا س با تمام این اوصاف، با تمام بزرگی و عظمت و شان، یک مادرست ... کیست که از رفتن در آغوش مادرش بترسد و حتی قلبش اندکی هراسناک شود؟ ... آن هم مادری که فاطر است ... ما خدا را قسم میدهیم به حق ایشان و می گوییم یا فاطر بحق فاطمه. و فاطمه س فاطرست ... حاضر است بگذرد از هر کاستی ای که داشته ای ... حاضر است قبول کند که بار دیگر به آغوشش برگردی و او خود، از تو، یک توی جدید بسازد ... اگر تنها اراده کنی و سر بر بازوی تا ابد مجروحش بنهی...

سر و کار داشتن با یک مادر فاطر چه گرمایی را بر قلب هر شیعه ی سرمازده ای می آورد ... چه سکینه ای ...

فقط نمی دانم ... نمی دانم چرا مادرم با این عظمتش، با اینکه قلب پیامبر بود، سینه و بازویش مجروح شد و کمرش شکست و حقش غصب شد ...

نمی دانم چطور سنگینی دردی که 25 سال علی ع در فراق فاطمه س کشید را باور کنم ...  استخوانی که در گلو و خاری که در چشم داشت را باور کنم ... نمی دانم ...


پ.ن۱: راه پیمایی قدس فراموش نشود ...

پ.ن۲: دعای خیر در حق این حقیر فراموش نشود... 

پ.ن۳: خودم میدونم خیلی زود آپ کردم! اما واقعا ببخشید! هم بابت قصور در محتوا و هم دیر کرد در ارائه گزارش کار آزمایشگاه شیمی ... الـــــــهی خانوم حسینی!!!یهو یادش افتادم!

یا علی ...