زیگما اف می گوید:
به «شکستن»، هم می توانی نگاه انفعالی بکنی - طوری که برت چیره شود و به خاکت بیفکند - و هم می توانی آن را شروع تازه ای قلمداد کنی و دوباره بشکفی... شکفتنی با بینش عمیق تر و کوله بار تجربه ای بس سنگین تر. رستن دوباره، آنطور که می خواهی و باید. این تو هستی که انتخاب می کنی «شکستنت»، «بهترین» یا «بدترین» اتفاق زندگیت باشد.
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
اخیر
  • آرزو کن
  • به آهنگ سمت خراسانِ مهدی...
  • هم قسم
  • وقتی از لایه ی فکرت پرت می شوی بیرون
  • notice
  • انگشت
  • پیری
  • سوژه ی صرفنی!
  • شعاع
  • فروپاشی آنی هویت سیاره ای به نام من
  • فصل اشتراک حقیقت
  • اعتداله نا متعادل ها
  • نجوا
  • ...
  • کودک بهار
  • کالبدشکافی
  • استغراق
  • از عشق می گویم سخن
  • بی قدم تا عدم
  • ZoL
  • چه کسی «سرهنگ» را کشت؟!
  • «شاید»،همانقدری که ده ساله شدن.
  • ریختی؟
  • سماع پاییزی
  • فرق
  • غروب عاشوراست که جان میدهم
  • یک سال گذشت
  • برای فراموشی
  • همزاد، تولدت مبارک
  • خورشید از غم
قدیم
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩۱
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
حلقه دوستان
  • "فتوبلاگ" من
  • "وال ویشر" من
  • __________________
  • خانه 52
  • لذت عطسه کردن
  • آفتاب گردان
  • مغول جنگلها!
  • به او بگویید دوستش دارم*
  • من هم یک روز بچــــــه بودم
  • سایه گاه خنک تنهایی
  • روزی روزگاری، بادبادک!
  • پزشک امروز*
  • سیا سفید
  • دختران سیاسی *
  • قاصدک
  • 245 سال در همون حوالی*
  • دوراهی
  • شهاب
  • چمنزار آسمان
  • ته مانده ی دل*
  • ایرسا
  • خودمونی
  • گلهای گرمسیری*
  • تنها
  • نحله ی برهنگی*
  • پرتاقال
  • هنوز در سفرم
  • دلهای خسته*
  • به رنگ آسمان*
  • __________________
  • دفتر مقام معظم رهبری
  • سایت تدبر
  • سایت عکاسی
  • diyphotography
  • فرهنگسرای ارسباران
  • سایت خبری تحلیلی مشرق
  • وب سایت تخصصی معماری
  • پرسمان
  • سلام همنورد
  • کتابخانه اشا
  • کتاب صوتی
  • قیصر امین پور
  • سید رضا میــرکریمی
  • محمدرضــا لطفی
  • سی گذر
  • کدهای اضافی کاربر




    Upload Music
نوشکـــــته
نو شکستن؛ شکستنی در آستانه ی رستن. رستن برای بودن، نه برای پیوستن... و شکستن؛ نو شکفتنی برای هستن!
فرق
به قلم ΣF به تاریخ ۱۳٩٠/٩/۱٧

هر روز صبح ساعت 5:45 ، شیرجه می زنم توی استخر روز مرگی. توی مایع لزجی از کارهایی که جدول ارزش بندی ندارند. دستشویی رفتن و لباس پوشیدن و سلام کردن و درس خواندن همه هم ارزشند. بی ارزشند.

شروعم، شبیه تکبیره الاحرام بی نیت است. برای همین آخر شب بدون هیچ سلامی زائل می شوم توی رختخواب و چشمم گرم می شود. بعد ماه توی آسمان دوتا می شود و پلک هایم می روند روی هم. تازه، همه ی این اتفاقات آخر شب را خیلی هیجان انگیزتر از آنچه هست توصیف کردم. حالا. 

از فاعل بودن چه عایدمان شد که از انفعال بشود! مثلا دیدن چیزی که غیر از تصویر شبح کبود ترس از رفته ها و نیامده ها بر کابوسش سایه افکنده باشد. مقوله ای که تاریک و نمناک نباشد. تاریک بود جهنم؛ نمناک نباشد.

هیچ. همه اش همین است. با این اوصاف مگر چیز دیگری هم می ماند برای نوشتن!؟

 

- آخر پس چرا "ولی امر" ما نمی آید؟... همان نخی که دانه های پراکنده ی وجود را جمع می کند تا شب و روزت بشود تسبیح خدا...-

نگاه



غروب عاشوراست که جان میدهم
به قلم ΣF به تاریخ ۱۳٩٠/٩/۱٥
وامصیبتا.

نازدانه ای که آغوش پدر مامنش بوده و شانه ی عمو برج دیده بانی اش، ببین امشب چه بی رحمانه به اسارت برده می شود...

وامصیبتا...

 
- از اینجا به بعدش را دیگر فقط دستم می رود یک چیزی بنوازم - 
 
 
 
 
 
 
نگاه



یک سال گذشت
به قلم ΣF به تاریخ ۱۳٩٠/٩/٧

دست نوشته ی یکی از دانشجو های شهید دکتر شهریاری به مناسبت اولین سالگرد شهادتشون... 


اصل مطلب ...
نگاه